محسن صرافی، تهیه کننده سینما در یادداشتی نوشت: در دورانی که سینمای ایران زیر سلطه کمدیسازان و طنزهای سطحی غوطهور است، «پیشمرگ» نهتنها شایسته توجه ویژه است، بلکه چونان نسیمی تازه، نویدبخش احیای سینمایی قهرمانمحور و متعهد به شمار میرود.
تئاتر «هرکول» یادمان میآورْد قهرمان همانی است که در آیینه است. هرکول یک اثر دیدنی و در خدمت آگاهی است، صداها در نمایش هرکول جان دارند.
سجاد دانی، منتقد سینما نوشت: فیلم «موسی کلیمالله» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، بازیهای درخشان و اقتباسی دقیق از متون قرآنی، روایتی حماسی و پرشکوه از زندگی حضرت موسی (ع) ارائه و مرزهای سینمای دینی ایران را گسترش داده است.
«زیبا صدایم کن» دغدغه بیمکانی و یافتن سرپناه دارد، به وضعیت بد اقتصادی طعنه میزند و روی خط قرمز نقد گشت ارشاد نیز راه میرود؛ پس مخاطب را با اثری مواجه میکند که حرفی برای گفتن دارد اما از آن سو تصویرِ شهر بهمثابه آرمان شهری برای عملی ساختن خیالهای مخاطب، نوعی رویافروشی به اوست که با منطقِ قصه چفت نمیشود.
«آنتیک» یک کمدی موقعیت است که متاسفانه نتوانسته از ظرفیتهای وجودی خود برای فضاسازیهای کمیک بهره ببرد.
«شمال از جنوب غربی» فیلم فرم است؛ استانداردهای بالایی در هارمونی عوامل اجرایی به خود میبیند اما این ظرف زیبا، خالی از محتوا است و نمیتواند همپای فرم، مخاطب را پای داستان سراسیمه خود نگهدارد.
یک مرد ولگرد جوان به همراه یک پیرمرد زباله گرد طی اتفاقاتی به هم میرسند و بر اثر ماجراهایی تصمیم میگیرند یک دختر را به سلامت از کشور خارج کنند. ششمین فیلم امیرحسین ثقفی مانند ساختههای قبلی او مرور یک اتفاق در طول یک روز است.
«چشم بادومی» نخستین ورود صریح سینمای بلند داستانی ایران به موضوع کیپاپ و محک زدن دغدغهمندی آن در اکوسیستم ایرانی است. رویکردی که قطعا نمیتواند از چشم هواداران بسیار این فرهنگ موسیقی و البته خانوادههای آنها نادیده بماند.
«اشک هور» نگاه دگرگونهای به فرآیند قهرمانپروری دارد و این پروسه را با دو اهرم «حیات خانوادگی» و «فصل رزم» شهید علی هاشمی کامل میکند. فیلمی سلامت و بیادعا که قطعا مهمترین اثر مهدی جعفری تا امروز به حساب میآید.
فیلم «اسفند» هوشمندیهای بسیاری را در طرحریزی اسکلتبندی داستانی به خرج داده و موفق شده تا با چیدمان درست عطفها، به یک پرتره شکوهمند تبدیل شود.